نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 


     

سلام به همه ی دوستان

امروز با یک خبر و یک شعر بروزشدم:

اما خبر اینکه اولین همایش سراسری شعر پیشرو در محلات

برگزار میشه.

برای اطلاعات بیشتر به آدرس

www.sherepishro.blogfa.ir  مراجعه کنین.

و این هم یک شعر قدیمی:

خسته ای از من و غزل هایم  باز هم با وجود سیگارت

گرچه زل می زنی به من اما  رفته ای توی مود سیگارت

خوش به حالش اگر که می سوزد  لای انگشتهات و لب هات است

خنده دار است ... نیست ؟ می بینی؟  شده ام من حسود سیگارت

چله ای فرصت نوشتن هست  چله ای زندگی و بعد از آن

می روی فارغ از من و شعرم  امتیازی به سود سیگارت

می روی تا چهارراه زمین  به تبار خودت بپیوندی

غافل از آنکه باز می گیرد  نفس ام در نبود سیگارت

دلبری در تخصص من نیست  من فقط باختم دلم را زود

و تو تنها نگاه می کردی  لای اشباح دود سیگارت

لینک
يكشنبه، 14 مرداد، 1386 - مليحه بخشايشي

     

دست بي اجازه ي خودش نبود تا بهانه هات مستدل شود

آي /كيو ... و مغز تير مي كشد ، تا تمام مشكلات حل شود

من جنايتي فجيع با كسي/مي كني و اعتراف مي شود

يك نفر درون من ... گره شدم، زودتر امان بده عمل شود

قطره اي عرق كه چكه چكه نه تكه تكه از سرت مي افتم و

صفحه اي سفيد فيد مي كني، نيست تا كثيف با غزل شود

شايعات روز بود اينهمه يك درخت روزنامه مي نوشت

توي جو يك قفس بچرخد و مرگ ناگهان به او بدل شود

فيلمنامه اي كليشه اي بكات يك اسير تازه دست/ پا بزن

هركاراكتري براي اين سكانس مي روي كه صحنه مبتذل شود

سرفه ام گرفت و باز شعر شد اين مداد لعنتي كه مي نوشت

تا تمام شعرهاي خسته اش مثل دستهام بي محل شود...

لینک
پنجشنبه، 24 خرداد، 1386 - مليحه بخشايشي